الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

61

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى)

هم خداحافظى نمودم و به مدينه رفتم ، بارم را در كاروانسرايى گذاشتم و آهنگ مسجد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نمودم ، نماز خواندم و بيرون آمدم ، از اهل مدينه پرسيدم : چه كسى را امام صادق عليه السلام وصىّ خود قرار داده است ؟ گفتند : پسرش عبداللَّه افطح را . گفتم : جواب مسائل را مىدهد ؟ گفتند : آرى . آهنگ او را كردم و به درِ خانه‌اش رفتم ، به‌قدرى از غلامان در خانهء او ديدم كه درِ خانهء هيچ فرماندار شهرى نديده بودم ! ( او را ) سرزنش كردم . آنگاه با خود گفتم : كسى به امام نمىگويد : چگونه است ! اذن ورود خواستم ، غلام رفت و بيرون آمد و گفت : تو از كجا آمده‌اى ؟ نپسنديدم و گفتم : به‌خدا سوگند كه اين امام و صاحب من نيست ! باز با خودم گفتم : شايد ازباب تقيّه پرسيده‌اند ! گفتم : بگو : فلانى خراسانى است . بالأخره وارد شد و به من اجازهء ورود داد ، من وارد شدم ديدم بالاى خانه نشسته است با خودم گفتم : اين نيز كار غير لازم بود و نيازى به آن نداشت كه هر چه بخواهد انجام دهد ! سلام دادم ، مرا صدا زد و مصافحه گرفت و نزديك خود نشاند و ازمن پرسيد و ادامه داد . سپس گفت : براى چه آمده‌اى ؟ گفتم : مسائلى دارم مىخواهم بپرسم و قصد حج دارم ! گفت : هر چه مىخواهى بپرس ! گفتم : زكات دويست درهم چقدر است ؟ گفت : پنج درهم . گفتم : در صد درهم چقدر ؟ گفت : دو و نيم درهم . گفتم : خوب است شما را در پناه خدا قرار مىدهم ! چه مىفرماييد دربارهء مردى كه به زنش گفته است : تو در برابر ستارگان آسمان طلاقى ؟ ! گفت : از رأس الجوزاء ( برج سوم از بروج دوازده گانه ) سه روز گذشته او را كفايت مىكند ! پس از شنيدن اين پاسخ با خود گفتم : اين مرد هيچ پاسخ درستى